* چرا همیشه با دیدن بقیه یاد درد و مشکلای خودمون میافتیم؟
▪ کارمند بانک
می تونی یه وام واسه ما جور کنی؟
▪ مهندس کامپیوتر
من کامپیوترم ویروسی شده میتونی ویندوزم رو عوض کنی؟
▪ پزشک عمومی
میتونی برای چهارشنبه که بچهام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟
▪ تعمیرکار ماشین
این ماشین من نمیدونم چرا هی صدای اضافی میده، میتونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟!
▪ بازیگر
واسه کسایی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟
▪ مدیر یه جایی
میشه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟
▪ موبایل فروش
آقا این گوشی ۳۳۱۰ مارو میشه با یهN۹۵ عوض کنی؟!
▪ معلم
این حسن ما یه خورده تو ریاضیاش بازیگوشی میکنه میشه این پنجشنبهی قبل از امتحان ریاضیاش شام تشریف بیارین خونه ما سر راه این اتحادارو هم یه بار براش بگین؟!
▪ نماینده مجلس
این شهرام ما خیلی پسر گلیه میخواد زن بگیره میشه کمک کنید معافی این بچهرو بگیریم؟!
▪ کارمند سازمان سنجش
سؤالای کنکور سال بعد رو نداری؟
▪ نویسنده
یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو برات تعریف کنم کتابش کنی!
▪ طلا فروش
الان اوضاع سکه چجوریاس؟
▪ اقتصاددان
بالاخره این بنزین رو میخوان چیکار کنن؟ یه سوال دیگه: میدونی اصلاً درآمد نفتی ایران چقده؟
▪ وکیل
من اگه بخوام حضانت بچهام رو بگیرم چیکار باید بکنم؟
▪ روانشناس
من الان یه چند وقتیه بچهام شبا جاشو خیس میکنه، روزا هم بینبشفعاله، شوهرم هم شیش ماهه خونه نیومده، این اواخر همه موهاشو کنده بود، خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم، میخوام طلاق بگیرم، بعدشم خودکشی،سم هم تهیه کردم!!!!حالا چیکار میتونی برام بکنی؟
▪ تایپیست
یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه اصلاً وقت ندارم تایپش کنم، نظر تو چیه؟
* اجاره نشینی !
دوش صاحبخانه در کوچه گریبانم گرفت
گفتمش: ای دوست این پیراهن است افسار نیست
گفت: پس افتاده چندین ماه اجاره خانه ات
گفتم: آهی در بساط آدم بیکار نیست
گفت: می بینم که تو شلوار نو کردی به پا
گفتمش: تقدیم ما را حاجت شلوار نیست
گفت : اثاث خانه ی خود رابزن چوب حراج
گفتم: این دیگ و سه پایه لایق سمسار نیست
گفت: فرش زیر پایت را گروگان می برم
گفتمش: پوسیده جز نقشی ز پود و تار نیست
گفت:می ریزم اثاثت را برون گفتم: عجب
جنگل این شهر را قانون مگر در کار نیست؟
گفت: حکم تخلیه دارم از قاضی گفتمش
قاضیان را هیچ بیم از ایزد جبار نیست؟
گفت: رو جای دگر ملک دگر شهر دگر
گفتمش : سرگشته را جایی در این پرگار نیست
گفت : برخیز و برو در کوه و صحرای خدا
از چه رو در شهر ماندی گر تو را دینار نیست؟
گفتم: از آن رو که می گفتند هجده سال پیش
جمله را خانه دهیم و غصه ای در کار نیست
شاعر: محمد رضا عالی پیام
* آقایون چطورازعابربانک پول می گیرند؟
۱- با ماشین میرن سراغ بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک
۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن
۳- کد رمز رو میزنن و مبلغ درخواستی رو وارد میکنن
۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن
خانم ها چطور از عابربانک پول می گیرند؟
۱- با ماشین میرن دم بانک
۲- توی آینه آرایششون رو چک میکنن
۳- به خودشون عطر میزنن
۴- احتمالا" موهاشون رو هم چک میکنن
۵- توی پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن
۶- توی پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن
۷- بلاخره ماشین رو پارک میکنن و میرن دم دستگاه عابر بانک
۸- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن
۹- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه
۱۰- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون
۱۱- دنبال کارت عابر بانکشون میگردن
۱۲- کارت رو وارد دستگاه میکنن
۱۳- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یادداشت کردن میگردن
۱۴- کد رمز رو وارد میکنن
۱۵- دو دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن
۱۶- کنسل میکنن
۱۷- دوباره کد رمز رو میزنن
۱۸- کنسل میکنن
۱۹- به همسرشون زنگ میزنن که طریقة وارد کردن کد صحیح رو براشون بگه
۲۰- مبلغ درخواستی رو میزنن
۲۱- دستگاه ارور (خطا) میده
۲۲- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن
۲۳- دستگاه ارور (خطا) میده
۲۴- بیشترین مبلغ ممکن رو درخواست میکنن
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس روی هم میذارن
۲۶- پول رو میگیرن
۲۷- برمیگردن به ماشین
۲۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن
۲۹- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن
۳۰- استارت میزنن
۳۱- پنجاه متر میرن جلو
۳۲- ماشین رو نگه میدارن
۳۳- دوباره برمیگردن جلوی بانک
۳۴- از ماشین پیاده میشن
۳۵- کارتشون رو از توی دستگاه عابر بانک برمیدارن
۳۶- سوار ماشین میشن
۳۷- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده
۳۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن
۳۹- احتمالا یه نگاهی هم به موهاشون میندازن
۴۰- راه میفتن و میندازن توی خیابون اشتباه
۴۱- برمیگردن
۴۲- میندازن توی خیابون درست
۴۳- پنج کیلومتر میرن جلو
۴۴- ترمز دستی رو آزاد میکنن (میگم چرا انقدر یواش میره ها!)
منبع: انجمن طنز سایت تبیان

