زن ذلیل خوبی باشیم!
برای اینكه زن ذلیل خوبی باشیم كافی است به 15 قانون زیر كه ساخته و پرداخته ذهن زنان است، توجه نموده و آنها را به دقت رعایت كنیم :
۱ زن، همیشه قوانین را وضع نموده و تصویب كند.
۲ قوانین ممكن است بدون اطلاع قبلی تغییر كند.
۳ امكان ندارد مردی تمام قوانین را بداند.
۴ چنانچه زن شك ببرد كه مرد تمام یا برخی از قوانین را میداند، میتواند بلافاصله قوانین را تغییر دهد.
۵ زن هرگز اشتباه نمیكند.
۶ چنانچه به نظر آید كه زن در اشتباه است، علت آن است كه مرد حرفی بی جا و اشتباه بر زبان آورده یا كاری اشتباه كرده كه باعث سوء تفاهمی آشكار و در نتیجه، اشتباه زن شده است.
۷ چنانچه مورد بالا اتفاق افتاد، مرد باید بلافاصله معذرت بخواهد، چرا كه او باعث سوء تفاهم شده است.
۸ زن میتواند هر زمان كه اراده كند، تصمیم خود را عوض كند.
۹ مرد هرگز نباید بدون رضایت صریح زن، تصمیم خود را عوض كند.
۱۰ زن حق دارد در هر زمان عصبانی یا مشوش باشد .
۱۱ مرد باید در تمامی اوقات آرام باشد، مگر اینكه زن از او بخواهد عصبانی شود.
۱۲ زن ممكن است از مرد بخواهد كه عصبانی باشد یا عصبانی نباشد، اما تحت هیچ شرایطی نباید او را از نیت خود آگاه سازد.
۱۳ مرد مكلف است، در تمامی اوقات ذهن زن را بخواند.
۱۴ در تمامی اوقات و در هر زمان و مكان آنچه مهم است این است كه منظور زن چه بود، نه اینكه چه گفت.
۱۵ چنانچه مرد هر زمان که تصور میکند درست میگوید کافی است به بند 5 مراجعه نماید.
و خداوند خر را آفرید...
خداوند خر را افرید و به اوگفت: تو خر خواهی بود. بی وقفه از صبح تا شب کار خواهی کرد . بارها را بر پشت خود حمل می کنی، علف می خوری و هیچ هوشی نخواهی داشت. و 50 سال عمر خواهی کرد.
خر پاسخ داد: من خر خواهم بود.اما 50 سال خیلی زیاد است. فقط 20 سال به من عمر بده. خدا درخواست او را اجابت کرد.
خداوند سگ را خلق کرد و به او گفت: تو از خانه ی بشر محافظت خواهی کرد. تو بهترین دوست او خواهی بود . 30 سال عمر می کنی و ته مانده ی غذایی که به تو می دهد می خوری. تو سگ خواهی بود.
سگ پاسخ داد: 30 سال خیلی زیاد است. فقط 15 سال به من عمر بده. خدا خواسته اش را اجابت کرد.
خداوند میمون را خلق کرد و به او گفت: تو میمون خواهی بود. تو از شاخه ای به شاخه ی دیگر می روی و شکلک در می اوری. تو سرگرم کننده خواهی بود و 20 سال عمر می کنی.
میمون پاسخ داد: 2۰ سال زندگی ، خیلی زیاد است. به من فقط 10 سال عمر بده. خدا خواسته اش را اجابت کرد.
... و خداوند بشر را خلق کرد و به او گفت: تو بشر ،تنها موجود متفکر در زمین خواهی بود. تو از هوش خود برای تسخیر حیوانات استفاده خواهی کرد. تو بر جهان حکومت می کنی و 20 سال هم عمر می کنی.
بشر پاسخ داد: من بشر خواهم بود اما... 20سال خیلی کم است. به من 30 سال زندگی خر ، و 15 سال زندگی سگ که آن را نخواست، و 10 سال زندگی میمون را بده. خداوند خواسته ی او را اجابت کرد.
و اکنون بشر 20 سال، مانند یک انسان زندگی می کند. سپس ازدواج می کند و 30 سال دیگر از عمرش را مانند خر کار می کند و همه ی سختی ها را بر دوش می کشد. و زمانی که فرزندانش بزرگ شدند، 15 سال دیگر مانند سگ از خانه نگهبانی می کند و هر چه به او می دهند می خورد.
و زمانی که پیر شد، بازنشسته می شود و 10 سال مانند یک میمون از خانه ی پسر یا دخترش به خانه ی دیگری می رود و شکلک در می آورد تا نوه هایش را سرگرم کند!!
رشد بی رویه ازدواج !!!
· همان طور که می دانید یکی از مشکلات بزرگ این مملکت، جوانان می باشند !! وجود جوانان همواره برای کشور مضر است و مشکلاتی در بر دارد! جوان ها همواره خرج روی گردن مملکت (منظورش دولته!!) می گذارند و بعضی وقت ها ، زیاد حرف می زنند!
· یکی دیگر از مشکلاتی که این روزها جوانان عزیز به وجود آورده اند، رشد بی رویه ازدواج!! در این گروه سنی خاص است. در این قسمت قصد داریم به بررسی این مشکل بزرگ بپردازیم.
***
· یکی از دلایل ازدواج بی رویه جوانان !! بی کاری است...
· یک جوان بیکار: بابا!! حوصلم سر رفته. بریم واسه من زن بگیريد!!
· از دیگر دلایلی که باعث شده جوانان فوج فوج به ازدواج روی آوردند مسئله مسکن و گرانی آن است.
· مراسم خواستگاری:
· پدر عروس خانم:خب بفرمایین آقازاده چی دارند؟
· بابای دوماد!!: والا آقا پسر ما خیلی چیزی نداره ولی شکر خدا یه خونه داره الحمدالله !!
· _ چی !!!؟ گفتی خونه داره؟
· _ بفرمایین بیرون اقا!!! ما به دزد جماعت دختر نمی دیم !!!
· ( ببخشید انگار اشتباه شد!!!)
· یکی دیگر از علت ها ، گسترده تر شدن وسایل ارتباطی مثل اینترنت و چت است. البته آشنایی از این طریق زیاد توصیه نمی شود! زیرا بعد ها ممکن است این مسئله شما را با مشکلاتی مواجه سازد...
· مشکل:
پسر: بابا ! تو کجا به مامان شماره دادی؟ نکنه تو چت با هم آشنا شدین؟
· بابا: پسره ی پر روووووی ####### !! وایسا ببینم به تو چه من چه جوری عاشق مادرت شدم!!
· بدون شک یکی دیگر از دلایل این همه ازدواج بی رویه !! وجود دانشگاه و خوش خط بودن دختران است!!
· پسر:خانم من جزوه ام ناقصه ، می شه امروز جزوتون رو ازتون بگیرم.
· دختر: وای ببخشید تو رو خدا ! به خدا جزوه منم ناقصه. ولی دوستم جزوش خیلی کامل و خوش خطه می تونین از اون بگیرین.
·پسر: آخه من شما رو دوست دارم خانم !!!!!
· شاید هم دلیل این همه ازدواج ،این است که جوانان جدیدا بیش از گذشته همدیگر را درک می کنند!!
·دختر: عزیزم اگه دقت کنی حتی نگاهمم باهات حرف می زنه.
· پسر: آره این قدر پلک نزن صدات قطع و وصل می شه!!
·اما مطمئنا دلایل دیگری هم وجود داره. از جمله نبود فاصله طبقاتی، نبود فاصله طبقاتی و هم چنین نبود فاصله طبقاتی!!!
· بعضی ها هم اعتقاد دارند که دلیل این همه ازدواج، احساس مسئولیت جوان ها نسبت به مسئله فضای سبزه!!
· ــ وکیلم؟
· ــ عروس رفته گل بچینه
· ــ ........
· ــ وکیلم؟
· ــ عروس رفته گل بچینه، هنوز نیوومده! دوماد هم رفته کمکش!!
· ــ .......
· ــ وکیلم؟
· ــ خب باش منم مهندسم!!
· ــ ......
· بله مث این که عروس و داماد اومدن... خب آقای وکیل می فرمودین... ( این یارو عاقده!! وکیل چیه!!؟)
· ــ بله!! دوشیزه محترمه ، برای بار n ام عرض می کنم!! آیا وکیلم شما را با مهریه ۱۰۰۰ لیتر بنزین و ۱۴ عدد کارت سوخت !! شما را به عقد دائم آقای داماد در بیاورم...؟
· ــ آیا وکیلم؟
· ــ عروس رفته ماشینشو گاز سوز کنه!!!
· نخیر ! مث این که قرار نیس این ازدواج سر بگیره...
· خب بی خیال !! می گفتیم...
· از دیگر دلایل رشد ازدواج بی رویه جوانان !!! گسترش پدیده ای به نام موبایل!! ( این یارو داره می گه فارسی رو پاس بدار !! نگو موبایل ، بگو تلفن همراه. آخه آی کیو!! تلفن خودش کلمه خارجیه چی چیو بگم تلفن همراه!!) و بدتر از اون رشد مسئله ای است به نام اس ام اس بازی (پیام کوتاه بازی!!)
· در زیر به نمونه های از اس ام اس های رد و بدل شده قبل از ازدواج دو زوج موفق می پردازیم..
·* اسمت رو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده بشی . گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی . گذاشتم جونم که اگه خدایی نکرده رفتی منم برم .
·* زندگی قشنگه اگه برای تو باشه ........مرگ قشنگه اگه برای تو باشه ... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه.... من قشنگم اگه با تو باشم ..... اما تو هر جور باشی قشنگی .
· * hasan !!soal 5 gozine alef mishe ya jim
· (دهههههه !! اصلا بی خیال!!)
· آقا خلاصه از ما گفتن بود. بعدا نگین نگفتی. اگه جوونا همین طور هی ازدواج کنند ، سر و سامون می گیرند خدایی ناکرده!! تا دیر نشده دولت باید یه فکر اساسی برای این موضوع بکنه!!!
درس بزرگ !
یه کلاغ روی یه درخت نشسته بود و تمام روز بیکار بود و هیچ کاری نمی کرد... یه خرگوش ازکلاغ پرسید: منم می تونم مثل تو تمام روز بیکار بشینم و هیچ کاری نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که می تونی!... خرگوش روی زمین کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... یهو روباه پرید خرگوش رو گرفت و خورد! نتیجه اخلاقی: برای اینکه بیکار بشینی و هیچ کاری نکنی ، باید اون بالا بالاها نشسته باشی!
منبع: انجمن طنز تبيان
روش 100 در100عملی و موثر از زبان خانومی که شوهرشو ترک داده :
من بعد از خوندن صحبت های معاون سلامت تصمیم به وادار كردن شوهرم به ترك سیگار كردم و بسرعت برگه ای برداشتم و مطالب زیر رو در اون نوشتم و به در یخچال چسبوندم. از امروز تصمیم گرفتم تو رو به ترك سیگار وادار كنم و به همین خاطر قوانین زیر از همین الآن در خانه لازم الاجرا می باشد:
قانون شماره 1: هر روزی كه لباسهات بوی سیگار بده به یكی از مجازات های زیر (البته به انتخاب خودت) محكوم می شوی:
1 شستن ظرفهای ناهار و شام
2 خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3 دعوت مامانم اینا و داداشم اینا برای صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد برای صرف شام هم می مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافیه و نمی تونی اون رو انتخاب كنی، چون تو این كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به این خاطر كه وظیفه ات است هر روز انجام می دی!!
قانون شماره 2: اگه توی جیبت كبریت یا سیگار پیدا كنم، یكی از چهار عمل زیر رو باز هم به انتخاب خودت عملی می كنم:
1 قهر می كنم می رم خونه مامانم اینا و بعد ده روز و پس از یه عالمه منت كشی برمی گردم خونه.
2 یك گردنبند، دستبند، النگو و یا یك مورد مشابه اینا به انتخاب خودم باید برام بخری!!
3 خودت بگو با ملاقه بزنم یا كفگیر؟!
4 با همون كبریت و به كمك مقداری مواد آتش زا تنبیهت می كنم.
تبصره:خودت می دونی من از این سوسول بازیها خوشم نمی آد پس گزینه اول منطفیه، دیگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگیرام كج و كنجول شدن و دیگه حیفم می آد وسایل آشپزخونه رو خراب كنم، گزینه آخری هم وجدانی خیلی خشونت داره و به علت این كه بچه مون هفت سالشه و دیدن این صحنه ها برای بچه های زیر 12 سال مناسب نیست این گزینه رو هم نمی تونی انتخاب كنی، پس فقط می مونه گزینه دوم ...!!
قانون شماره 3: در صورتی كه یقین حاصل كنم سیگار رو ترك كردی، می تونی یكی از موارد زیر رو به عنوان جایزه انتخاب كنی:
1 به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشی.
2 به عنوان تلافی این چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم یك بار با ملاقه بزنی تو سرم!
تبصره: گزینه اول الكیه و نمی تونی انتخابش كنی، چون می ترسم بد عادت بشی و تنبل و تن پرور بار بیآی!! اگه هم جرأت داری گزینه دوم رو انتخاب كن!! "با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت"
بازم همون خانومه: شوهرم بعد یك هفته به این نتیجه رسید به نفعشه سیگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده باید از خونه بیرون می رفت و جیبش شده بود پر چک برگشتی)
دیدگاه عشق از نظر ...
- عشق از ديد يه رياضي دان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول ( جمله عاشقانه : آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم و يا اگر از عشقم حد بگيري كه به سمت محبت ميل بكنه بعد از جواب بدست آمده يه انتگرال معين در بازه دوستي و علاقه بگيريم ...)
- عشق از ديد بغال سر كوچه : والا دوره ما عشق مشغ نبود ؛ ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسه ما گرفت ( جمله عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)
- عشق از ديد اصغر كاردي ( در زندان ) : مرامتو عشقه ، عشقي . ( جمله عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي... )
- عشق از ديد يه دختر مديوم كلاس و كمي بي غم : آه عزيزم اي كاش الان پيشم بودي بغلم ميكردي ، سرمو ميذاشتم رو شونه هات ... ( جمله عاشقانه : دوستت دارم عزيزم (هاوووووووووووععع)...)
- عشق از ديد مادر بزرگ : از اين حرفاي بد نزن ، عيبه ، زشته ايراد داره؛ راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر نجيبيه ...( جمله عاشقانه : بريم خاستگاري..)
- عشق از ديد ... ( خودتون ميفهميد ) : عزيزم ؛ گلكم تو كه عاشقمي چرا پول نميدي برم دماغمو عمل كنم...، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد...
- عشق از ديد يه خجالتي : دوس دارمت ( جمله عاشقانه نداره فقط كمي خيس ميشه )
- عشق از ديد يه پرو : پدر سوخته ؛ خيلي ميخوامت ( اينم جمله عاشقانه نداره فقط هي ميخنده )
- عشق از ديد با كلاس : عزيزم ؛ دوستت دارم ؛ در كنارم باش !
- عشق از ديد بي كلاس : خيلي گنده دوستت دارم !
- عشق از ديد يه مهندس برق : به ولتاژ يه ترانزيستور 5400 دوستت دارم ؛ اميد وارم آمپر عشقم هميشه روي 1000 باشه !
- عشق از ديد مهندس آب و فاضلآب : اميد وارم كه فلكه عشقم براي تو هميشه باز باشه و هيچ وقط جيره بندي نشه !
- عشق از ديد يه منجم : من از جواني وقتي تو رو توي كوچه محله رصد كردم ؛ كهكشان عشق رو در صورت فلكي تو ديدم كه در زاويه 25 درجه دب عشقت بود!
- بقيه شو خودتون بگين ؛ فكم اومد پايين ؛ ولي قشنگ باشه (مثل مال من زاغارت نباشه )؛ يه خورده فكر كنيد يه چيز بامزه مياد؛
روش های درس خوندن دخترا و پسرا
دخترا:
بعضی از اونا واقاً میخونن. وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمیدارن . عادت دارن زیر مطالب کتاب خط بکشن که بعداً بخونن.
بعضی هاشون هم که مثلاً درس میخونن کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...!؟
یه عده ای هم هستن که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنن خونه دوستشون و دوستشون هم از خدا خواسته میشینه و حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد برای هم قصه تعریف میکنن.
و اما پسرا:
یا درس نمیخونن یا وقتی میخوان بخونن باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ...
یه کم که درس خوندن یه موردی پیش میاد و بهش خیره میشن. و به یه چیزی فکر میکنن. بعد انگار که درس خوندن بلند میشن میرن استراحت میکنن.
بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرن میشینن فکر میکنن. وقتی فکرشون تموم شد کتاب رو ورق میزنن یه کم براندازش میکنن وزنش میکنن استخاره میکنن برای خودشون تقسیمش میکنن میگن تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر.
بعد میرن استراحت کنن. حین استراحت حسشون تموم میشه.حال ندارن برن بخونن ولی چون میدونن فردا امتحان دارن پا میشن میرن سر کتابشون. همینجور که می خونن هیچی حالیشون نیست چون به جای دیگه فکر میكنن(لازم به ذکر است که هیچ وقت و در هیچ موقعیتی فکر نمیکنن فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد).
بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت.
بعد از سه ربع استراحت میبینن خیلی دیر شده. دوباره میرن درس بخونن. این بار میخونن یه چیزایی هم یاد میگیرن ولی چیزایی که یاد نمیگیرن رو میذارن که فردا از دوستاشون بپرسن. یه کم به معلمشون بد میگن و میگن اینا رو درس نداده.
خلاصه آخرش نمیرسن کتاب رو تموم کنن فردا میرن میبینن که دوستاشون یه چیزایی میگن که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودن از یادشون میره. به همین سادگی!
منبع: انجمن طنز سايت تبيان
-
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن!
-
سر چهار راه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتند.
-
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين!
-
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين!
-
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد.
-
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!
-
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين.
-
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين!
-
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين!
-
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه!
-
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين!
-
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين!
-
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين.
-
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين.
-
موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع و گلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين!
-
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين.
-
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهن هاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!
-
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين!
-
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين.
-
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته!
-
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين!
-
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين!
-
وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده.
-
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود!
-
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين.
-
بادکنک بچه ها رو بترکونين!
-
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين.
-
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه مي کنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد.
-
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين!
-
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره!)
-
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين!
-
توي كنسرت هاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين!
-
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره)
-
حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين!
-
نصف شب ها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين.
-
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين.
-
عكس هاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين!
-
پيچ هاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين!
-
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اون طرف خيابونه رو بپرسين!
-
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين.
-
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين!
-
توي ظرف هاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندق هاي دهان بسته بذارين!
-
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين!
-
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آب هاي جمع شده رد بشين.
-
توي جاي كارت دستگاه هاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين!
-
جاي برچسب هاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين!
-
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين!!
-
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه!
-
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين.
-
ورق هاي جزوه ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين!
هر که نقش خویشتن بیند در آب
پدر و مادر و دختر وپسری هر چهار نفر کر بودند. شبی دور هم نشسته بودند پدر رو به مادر کرد و گفت:خیال دارم از دو شاگردی که در مغازه دارم یکی را بیرون کنم. زن خیال کرد می گوید می خواهم برایت یک جفت کفش بخرم! جواب او را با سر تصدیق کرد و گفت: خیلی کار خوبی می کنی! پدر :کدام یکی شان را بیرون کنم؟ زن: زرد باشه یا مشکی! پدر : رجب علی را بیرون کنم بهتر نیست؟ زن :پاشنه بلند باشه بهتره! پدر:می گی کارمون لنگ نمی شه؟ زن:نمره پام سی و هفته! پدر رو به پسرش گفت :تو چی می گی؟ پسر خیال کرد راجع به دامادیش حرف می زنه، گفت اختیار دست شماست بابا! پدر:می خوام رجب علی را بیرون کنم می گی مشکله؟ پسر:البته که خوشگله منم از اون خوشم اومده! پدر:خیلی پسر زبون بازیه! پسر:البته که باباش راضیه! پدر:شنیده می خوام بیرونش کنم ترسیده! پسر:کی میگه اون ترشیده؟من اونو میخوام توهین نکنین! مادر رو به دختر کرد و گفت:بابات میخواد برام کفش بخره!دختر:شوهر که خریدنی نیست مادر باید خواستگار برام بیاد تا من جواب بدم!! مادر:حالا معلوم نیست کی بخره! دختر:چی داری می گی مامان هنوز عقد نکرده که ببره!!! واقعا بیخود نیست که شاعر گفته: هر که نقش خویشتن بیند در آب....!
دروغگو دشمن خداست
دزدی وارد خانه یکی از ثروتمندان شد وبه اتاقی که گاو صندوق در آن بود رفت. ناگهان چشمش به پلاکی افتاد که روی آن نوشته بود: دسته کوچکی را که کنار صندوق جنب جاکلیدی وجود دارد آهسته بکشید تا درب صندوق باز شود. ولی به محض این که دزد آن دسته را کشید ناگهان تمام چراغها روشن شد و زنگ پر صدایی در ساختمان طنین انداخت همین که خواست فرار کند صاحبخانه را هفت تیر به دست مقابل خود دید رو به صندوق کرده گفت: از ما که گذشت ولی اینو بدون دروغگو دشمن خداست!
منبع: انجمن طنز تبيان

