1- تاكيد زياد بر نمره ي دانش آموز به عنوان ملاك خوب بودن: اين مسئله يكي از شايع ترين موانع رشد خلاقيت در دانش آموزان به شمار مي رود. هنگامي كه دانش آموز احساس كند ، تنها ، چيزي اهميت بيشتري دارد و در ارزيابي ها ملاك خوب بودن شمرده مي شود ، نمره بالاست و نه چيز ديگر ، در نتيجه كسب نمره ي بيشتر به خودي خود براي وي حكم مهم ترين هدف را پيدا مي كند و بنابراين او تنها در جهت به دست آوردن آن مي كوشد . در چنين جوي تلاش براي خلاقيت و نوآوري براي دانش آموز معنايي نخواهد داشت .
2- روش هاي تدريس سنتي و مبتني بر معلم محوري: به كارگيري افراطي روش هاي سنتي كه در آنها غالبا معلم نقش محوري را در كلاس ايفاء مي كند و بيش تر مبتني بر سخن راني و استفاده از مهارت هاي كلامي است ، سبب مي شود دانش آموز در فرآيند تدريس و يادگيري و ايفاي يك نقش فعال فرصت مشاركت كم تري را پيدا كند.دانش آموزي كه در اين نوع سيستم تحصيل مي كند مجالي براي بروز استعداد هاي خلاق نمي يابد و به تدريج تحرك و پويايي خود را از دست مي دهد............
ادامه مطلب
شترق........آخ!! آقا چرا می زنی؟ معلم: تا درس بخونی، تا تکلیف هایت را درست انجام بدی. بچه: اگر انجام ندیم چی می شه؟ یکی دیگر از دانش آموزان: اصلا چرا باید درس بخونیم؟ معلم: عزیزم، درس بخونید تا پیشرفت کنین، به یه جایی برسین! همان بچه: آقا اجازه، شما که این قدر درس خوندین، این قدر چپ و راست از دانشگاه فلان تعریف می کنین، چرا سوار آن موتور سیکلت قراضه عهد بوق می شین!؟؟ آن روز همه هر هر خندیده بودند! مانده بود در جواب. گفته بود نمی دانم. آقا معلم سال هاست که دیگر کسی را به خاطر درس نخواندن تنبیه نمی کند....
? برای تدریس بهتر، اطلاعات دبیران باید به روز باشد، امّا آیا به روز هست؟! ....چند سال پیش داور جشنواره بودم . دانش آموزی یازده ساله، دیسکت تحقیق خود را به من داد تا داخل رایانه بگذارم و کارش را بررسی کنم. خجالت کشیدم چون اصلاً نمی توانستم با رایانه کار کنم!!؟ طوری که متوجه نشود، بهانه آوردم تا خودش این عمل را انجام بدهد. امّا چشمانش داد می زد که : آقا ، دروغ نگو، چرا آسمون، ریسمون می کنی، بگو بلد نیستم، خلاص!!
? الان دانش آموز محوری است. این جمله را برخی بزرگان می گویند. امّا ما معلمان می گوئیم : باید این شرایط به نفع معلم تغییر کند، اتفاقاً به نفع همان دانش آموزان و والدین آنهاست. اگر معلم کنار گذاشته شود، او هم خیلی از چیزها را کنار می گذارد. مثلاً نقش راهنمایی، مشاوره و تربیتی دبیران کمرنگ شده است ... آن قدر اوضاع قمر در عقرب شده است که در کلاسی از دو بچه خواستم تخته را پاک کنند، آن چنان چپ چپ نگاهم کردند و بی تفاوت روی صندلی خود لمیدند که از دستور! خود پشیمان شده و خودم تخته را پاک کردم. اشتباه نکنید مدرسه غیرانتفاعی نبود!
? در دوره ی راهنمایی مدرسه ی ما فقیرنشین بود و امکانات کم. هر روز باید خودرو یکی از دبیران را به نحو مطلوب شستشو می دادیم. البته این قضیه ربطی به مورد قبلی ندارد!!!
? به قول شهید رجایی : معلمی عشق است که اگر عاشق نباشی بدترین شغل دنیاست!
? دانش آموزی تعریف می کرد : ما معلمی داریم که حاضر نیست یک کلمه روی تخته بنویسد، طرف می گوید : پودر گچ بهداشتی نیست، مریض می شوم!، می گفت : اگر کتبی بگیرد یا
ورقه ها را بر نمی گرداند یا به درس خوان های کلاس می دهد تا آن ها را تصحیح کنند! طرف
می گوید : نمی رسم!، می گفت : موقعی که می خواهد شفاهی بپرسد از ما می خواهد که از بچه ها بپرسیم و نمره اش را در دفتر مدرسه ثبت کنیم! طرف می گوید: حنجره ام خراب است!،
دانش آموز می گفت : درس را هم یک هفته در میان می دهد و حاضر، غایب را هم مبصر انجام
می دهد، بررسی تکالیف را هم به عهده بچه های درس خوان می گذارد و ..... به آن دانش آموز گفتم : می دانی شهید رجایی گفته است...
? یکی از اساتید هنر می گفت : از من سؤال کردند که چرا خط تان زیباست و من جواب دادم: خدا پدر معلم هنرمان را بیامرزد که آن قدر با ترکه های انار بر دستمان کوبید تا ... امّا حالا اگر به بچه مردم بگویی بالای چشمت ابروست آن چنان زیر حرف و حدیث بزرگ و کوچک دست و پا می زنی که آدم عطایش را به لقایش می بخشد. چند سال پیش در مدرسه ای 2 نمره از انضباط یک پسر لوس و از خود راضی کم کردم، مثل توپ در همه جا صدا کرد. قشقرقی توسط مدیر و والدین به راه انداخته شد که نگو و نپرس. طومار نوشتند علیه ما که بچه زبانم لال می خواسته یک کاری دست خودش بدهد و چه و چه...یاد انواع و اقسام کشیده های دوران مدرسه افتادیم، با جا یا بی جا!!! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
دیروز ۳/۴/۸۷ مسابقه وبلاگ نویسی به صورت عملی انجام شد. از چهل نفر، بیست نفر شرکت کردند.خوشبختانه این تعداد موفق شدند که وبلاگ مورد نظر داوران را تکمیل کنند، جز من که با آمادگی نسبتا خوب به پژوهشگاه رفتم اما اصلا موفق نبودم؟؟؟؟ جالب است بدانید که بنده در هیچ کلاس رایانه شرکت نکرده و تا ۴ ماه پیش با دنیای مجازی بیگانه بودم!! الان اما خدا را شاکرم که تمام کارهای این وبلاگ را خودم انجام می دهم ولی چون فقط در بلاگفا کار کرده بودم، ناگهان با قالب پارسی بلاگ روبرو شدم و........ خوب بود همکاران حداقل هفته پیش این مطلب را اعلام می کردند تا امثال من که تجربه لازم را ندارند، این طوری سورپرایز نشوند!! به هر حال امیدوارم این برنامه های مفید در سال های آینده با برنامه ریزی بهتری انجام بگیرد و مراحل فراخوان کاملا پیش بینی گردد. در پایان بار دیگر از همه دوستان دست اندر کار این مسابقه تشکر می کنم.
? مجله رشد نوشته بود، هیئتی برای بازدید از مدارس ژاپنی به آن دیار عزیمت کرده بودند. مدیر مدرسه ژاپنی گفته بود که ما اینجا برای دانش آموزان زرنگ مان تکلیف بیشتری مشخص می کنیم، که این حرف باعث تعجب ایرانی ها شده بود... خب تعجب هم دارد زیرا ما آن چنان بلایی بر سر تنبل ها می آوریم که اشکشان جاری می شود ولی شاگردان زرنگ را در پر قومی خوابانیم و اگر در جلسه امتحان مشکلی برایشان پیش آمد، حتی حاضریم جواب سوال را هم برایشان بگوییم! گناه دارند دیگه!!

